داستان سکس با دختر دایی

دختر دایی

آرزو يه دختر 18 ساله است با قد 160 تپل سبزه كه مادرش به رحمت خدا رفته و پدري عياش داره وزياد خونه ما مياد يادم تازه موتور هيوسانگ خريده بودم آخه من عاشق موتور سواريم چندباري ترك موتورم سوارش كرده بودم وهربار كه ترمز جلورو ميگرفتم پستونهاي گندش به پشتم كه ميچسبيد واقعا حالي به حاليم ميكرد خيلي تو نخش بودم يكبار كه تو حياط نشسته بود بيحال شده بود (فشارش افتاده بود)كه زير بغلش و گرفته بودم وداشتم ميبردمش داخل اتاق كه با جراتي كه به خودم دادم پستوناشو قشنگ گرفتم توي دستهام از همون لحظه به خودم قول دادم كه هر جوري شده ترتيبشو بدم .يكروز كه باماشينم اومدم خونه تا موتور رو بردارم و با دوستهام بريم شكار وقتي موتور رو از خونه بيرون آوردم آرزو اومد پيشم سلام كرد و پرسيد كه كجا ميري گفتم دارم ميرم بيرون گفت منم با خودت ميبر ي بيرون گفتم كار دارم ديدم خيلي غمگينه گفتم چيه جواب داد كه حالم گرفته است يه لحظه به خودم گفتم خاك برسر شكار همينجاست ميخواي بري دربه در كجا بشي كه يه كبك بزني زنگ زدم به دوستام گفتم كه نميتونم بيام رفتم تو و به مادرم گفتم كه ميخوام با آرزو بريم بيرون مثل اينكه حالش زياد خوب نيست مادرم كلي ذوق كرد كه ميخوام برادر زاده اش رو ببرم بيرون تا هوا بخوره كلي برام دعا كردموتور رو روشن كردم و سوار پشتم كردمش زدم به يكي از جاده خاكيهاي كه اطراف شهرمون و به يه جاي باصفا ميرسه و خيلي خلوته تو راه بهش گفتم ميخواي تو رانندگي كني گفت من بلد نيستم گفتم خوب يادت ميدم اومد جلو نشست منم خم شدم و دسته فرمان موتور رو گرفتم واي كيرم نشسته بود روي كون خوشگلش كيرم شق شق بود قسم ميخورم همون لحظه اول كيرمو حس كرد اروم راه افتاد يكي دوبار نزديك بود كه بزنتمون زمين حتي يكبار هم منصرف شد كه من خودم بشينم كه با تشويق من ادامه داد ديگه يكم وارد شد بود با سرعت كمي داشت ميرفت دستمو دور كمرش گرفته بودمو خودمو بهش چسبونده بودم واي كه كيرم داشت ميتركيد دستمو يكم بالا تر بردم قشنگ زير پستوناش بود كه يكم فشار دستمو زياد كردم واي كه چه حالي ميداد رسيديم به يه سر پايني تيز خطر ناك بهش گفتم ترمز كن كه خودم بشينم كه بيشعور ترمز جلو رو گرفت و موتور روي خاكها سر خورد جفتمون خورديم زمين با بدبختي موتور رو از رو پاش بلند كردم داشت گريه ميكرد من بهش خنديدم گفتم بلند شو عيبي نداره تا زمين نخوري كه موتورسوار نميشی بلندش كردم بقيه راه رو خودم نشستم رسيديم زير يكسري درخت در يك جاي دنج و پرت كه سالي يك نفر هم از اونجا رد نميشد زير انداز رو پهن كردم و اتش رو بر پا كردم ديدم داره لنگ ميزنه گفتم چيه گفت درد ميكنه مفتم بيا بشين ببينم چش شده اومد نشت پاچه شلوارشو بالا زدم واي عجب ساق پاي زيباي داشت تازه موهاشو زده بود ديدم كه زانوش پوستش رفته ساق پاش كف دستم بود داشتم به زانوش نگاه ميكردم كيرم باز بيجنبه بازي در اورده بود و شق كرده بود اروم داشتم با ساق پاش بازي ميكردم نميدونم چي شد كه صورتمو بردم جلو يك بوس كوچولو به لپش زدم ديدم چيزي نمگه اروم اروم بوس گرفتنم تبديل شد به لب گرفتن از آرزو. ديدم داره همكاري ميكنه و لبم رو ميك ميزنه اومدم كنارش گفت كسي مياد بسه امير گفتم خيالت راحت باشه هيچكس نمياد گفت نه اينجا نميشه بلند شدم و چادر رو باز كردم گفتم بيا تو چادر تا كسي هم اگه از دور اومد نبينه چكار ميكنيم بردمش تو چادر دراز كشيدم پهلوش و اونو به خودم چسبوندم باز هم شروع كردم به لب گرفتن واي چه حالي ميداد ديگه داشتم منفجر ميشدم دكمه مانتوشو باز كردم و تيشرتش رو بالا زدم يه سوتين سفيد بسته بود دستمو بردم زيرشو پستونهاي داغشو تو دستم گرفتم واي كه چه حالي ميداد داشتم ميتركيدم ديدم دستشو برد رو كيرم وداره كيرمو فشار ميده گفت فشارش بدم؟ گفتم اره گفت محكم گفتم اره گفت دردش نمياد گفتم نه با فشار كيرم از روي شلوار نوازش ميكرد زيپمو براش باز كردم كيرمو دادم دستش كمر شلوارشو باز كردم شورت و شلوارش رو باهم كشيدم پايين خدا قسمت همتون بكنه يه كوس 18 ساله ناز و نوبر با يكم مو واي نميدونم چي شد كه زبونم رو گذاشتم روش صداي اخ اوفش بلند شده بود كيرمو بردم جلوي دهنش گفت بدم مياد بهش گفتم منكه مال تورو خوردم تو هم امتحان كن كيرمو تو دهنش گذاشته بود دندوناش كيرمو اذيت ميكرد خوابوندمش كيرمو بردم لاي پاش خيس خيس بود آروم كيرمو به كوسش ميماليدم داشت پرواز ميكرد ميدونستم دختره برش گردوندم كونشو براش ليس ميزدم خيلي خوشش اومده بود كيرمو چرب كردم و بهش گفتم يكم درد داره اما بهت قول ميدم كه لذتش خيلي بيشتر از دردشه آروم كيرمو كردم تو كونش واي مگه ميرفت تو لا مذهب خيلي تنگ بود دادش در اومده بود سر كيرم رفته بود تو ولي آرزو ديگه تحمل نداشت كمرشو گرفته بودم كه يكدفعه با تمام نيرو خودمو بهش چسبوندم كه صداي جيغش تا هفت ابادي اونطرف تر هم رفت ولش نكردم داشت گريه ميكرد وخواهش ميكرد كه درش بيارم بهش گفتم اگه درش بيارم دردش بيشتره ميشه خودتو شل كن تا آروم بگيره بعد چند دقيقه شروع كردم با دستم با چوچولش بازي كردن باز هم حشري شده بود آروم شروع كردم تلمبه زدن خوشش اومد بود باز هم اخ اووفش بلند شده بود ديدم بدنش لرزيد داشتم ميومدم تمام آب كيرمو توي كون نازش خالي كردم كيرمو بيرون كشيدم تا غروب يبار ديگه هم كردمش غروب موقع برگشتن نميتونست درست روي موتور بشينه ديگه هر هفته دوسه بار بهش حال ميدادم

۴۴ نظر:

pesarkhale گفت...

احیانا pesarkhalat نبوده که تو را 10 دست زمین زده؟

ناشناس گفت...

ای کسی مادر تا حالا ""کس"" از نزدیک دیدی؟؟؟؟؟؟
تازه چادر بردی

وبگرد گفت...

اما نامه دوم ، اين نامه دوم شنيدنيه !!:

بَه بَه بَه ، اين نامه دومش را بعد از شهادتش چاپ کرده اند توي جبهه شهيد شده است ، اين نامه مال بعد از شهادتشه .

جوانها نگيد نميشه ، برادران نگيد که سر راهم نشست ، اين حجّت خداست ، نامه دوم :

بسم رب الشهداء و الصديقين

سلامي به گرماي آفتاب خوزستان ، و به لطافت نسيم بهاري . از اين راه دور ، براي شما نامه مي فرستم ، مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولي تا حالا که عازم دانشگاه اصلي هستم جوابي از شما دريافت نکردم ، البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهيد داد ولي وقتي که شما جواب دهيد من اميدوارم که در اين دنياي فاني نباشم .( ببينيد که مزدي که خدا به يوسف عليه السلام داد به اين بچه هم داده ، البته خدا به يوسف عليه السلام مزدش را شهادت نداد چون کار ايشان خيلي سخت از يوسف بود . يوسف عليه السلام در خانواده نبوت بزرگ شد ، اين توي يک خانواده بي دين و نفس ، خوشا آنانکه در اين صحنه خاک ، چو خورشيدي درخشيدند و رفتند ، خوشا آنانکه بذر آدميّت ، در اين ويرانه پاشيدند و رفتند.)



حدود يک هفته بعد از اين که براي شما نامه نوشتم و خواهر خوانده ام مرا به تحريک به گناه کبيره مي کند . شبي در خواب ديدم که مردي در خيابان با کت و شلواري سبز مرا ديد ، به من گفت امين برو به دانشگاه اصلي ، وقتت را تلف نکن.



من از اينکه خدا دست مرا گرفته و راهي به روي من گشوده خوشحال شدم ، حال عازم جبهه نور عليه تاريکي هستم ، البته اين نامه را به کادر دبيرستان مي دهم ، اگر خوشبختانه من شهيد شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد اين را برايتان پُست کنم تا از خبر شهادت من آگاه شويد ، البته من نميدانم که کثرت نامه هاي رسيده به شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است . همانطور که در نامه قبلي نوشته بودم ، پدر و مادر من آدمهاي درستي نيستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربي است و خواهر خوانده ام که اين موضوع را بعد از اين که به منزل ما آمد ديد فکر کرد که من هم زود تسليم مي شوم ولي او کور خوانده است .



من مدتها با شيطان مبارزه کردم و خودم را از آلودگي حفظ کردم . ولي فکر مي کنيد من تا کي مي توانستم در مقابل اين شيطان دختر نما مقاومت کنم ؟ با توجه به خوابي که ديده بودم تصميم گرفتم که خودم را به صف عاشقان خدا پيوند بزنم و از اين دام شيطاني که جلوي پايم قرارداده است خلاصي پيدا کنم ، من مي روم اما بگذار اين دخترفاسد بماند ، من فقط خوشحالم که عازم هستم ، هيچ گناه کبيره اي ندارم براي گناهان ريز و درشت ديگرم از خداوند از خداوند طلب مغفرت مي کنم . من مي روم ولي بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعاي تمدن مي کنند بمانند و به افکار غرب زده خود ادامه دهند اما اميدوارم که هر دو از خواب غفلت بيدار شوند ، من تا حالا به جبهه نرفتم و نمي دانم که حال و هواي آنجا چگونه است ولي اميدوارم که خداوند ما بندگان سرا پا تقصير را هم مورد لطفش قرار دهد و از شربت غرور انگيز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند ، اين تنها آرزوي من است .



پدر و مادرم ! هيچ وقت براي من پدر و مادرهاي درستي نبوديد ؛ هميشه بيرون از خانه بوديد ، از صبح زود تا نيمه هاي شب ، در حال کار ، يا بيمارستانها يا در مجلس خصوصي يا در مجلسهاي فساد انگيز که من از رفتن به آنها هميشه تنفر داشتم ، هيچ وقت من ( محبت ) واقعي پدر و مادر را حس نکردم ، بعد از اين که دختر را پيش من آوردند که زندگي آرام و بدون دغدغه من را تبديل به طوفان مبارزه با گناه کردند با اين همه همانطور که گفتم من خوشحالم که به گناهي که خواهر خوانده ام من را به آن تشويق مي کردند آلوده نشدم . ضمنا از طرف من خواهشي که است اين است که به روانشناس مجله بگوئيد ه در نوشته هايتان اين موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادران فقط اين نيست که بچه درست کنيد و بعد هم او را به اميد خدا رها کنيد ، بلکه به آنها بگوئيد پدر و مادري با محبت و متوجه به فرزند باشند ، اميدوارم که من آخرين پسري باشم که از اين اتفاقات برايش مي افتد. البته من نمي دانم که اين موضوع را روانشناس بايد بگويد يا ديگري ؟



به هر صورت اين پيام مرا به هر کس که مناسب مي دانيد برسانيد، قلبم با شنيدن کلمه شهادت تندتر مي زند و عطش پايان ناپذيري در رسيدن به اين کمال شعله مي زند ، همانطور که گفتم اگر خداوند مرا پذيرفت و شهيد شدم ، اين نامه را از طرف رئيس دبيرستان برايتان مي فرستم و اگر خداوند مرا لايق اين مقام عظيم و شايسته نديد برگشتم، من اگر نامه اي از شما دريافت کرده بودم حتما جوابش را مي دهم امّا اميدوارم که برنگردم ، چون آن وقت همان آش و همان کاسه است.



بيشتر از اين وقت شما را نمي گيرم براي من حتما دعا کنيد . در پايان آرزو مي کنم که همه انسانها مخصوصا پدر و ماد و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بيدار شوند و رو به سوي اسلام بياورند. عرض ديگري نيست .



والسلام علي الصالحين برادرتان امين.



اين مبارزه با نفسه و اين نتيجه اش .



آنهايي که ميگن نميشه و وقتي آدم گرفتار شهوت ميشه ، محکوم ميشه .ببينيد مسئله مبارزه با نفس و مزدي که پروردگار عالم عنايت مي کند و حفظ نفس و اين درس را به ثمر نشاندند چقدر قيمت داره ، چه خبره ! بعضي ها چه توفيق عجيبي دارند ، که همه دارند و قدر نمي دونند ، چه توفيق عجيبي دارند !!



داستان اولي خيلي سوزنده و کشنده است ولي پايان عجيبي دارد . خيلي عجيبه ! خدا چه بندگاني داره ! آدم اينا رو مي بينه براي خودش غصه دار مي شه ، حسرت مي خوره پس ما کي شروع مي کنيم به حرکت کردن ؟ ما چرا مونديم؟؟

ناشناس گفت...

اخه تخیل تا کجا؟ با موتور کسی بساط چادر زنی میبره.

ناشناس گفت...

من احتياج به يه كير كلفت باي يه كون ناز دارم
09124037815
قبل زنگ اس بدين
در ضمن من گي هستم ولي وقتي كير ميبينم با جنده ها فرقي نمي كنم

ناشناس گفت...

من احتياج به يه كير كلفت براي يه كون ناز دارم
09124037815
قبل زنگ اس بدين
در ضمن من گي هستم ولي وقتي كير ميبينم با جنده ها فرقي نمي كنم

ناشناس گفت...

اخه مجبوری اینقدر دروغ سرهم کنی؟
کیرم تو دهن مدیر وبلاگ

ناشناس گفت...

من دونباله کسی هستم که هم بده هم بکنه ( از تبریز
pm بدین
scooter.techno70

ناشناس گفت...

من سلام میکنم به شما که این مطلب رو مرور کردید
من یک روانشناس هستم و علت حضورم در این سایت ها نحقیق است. و آنقدر سن من بالا هست که با توهمات افرادی با فکر بیمار تحریک نشوم.
من یک پیغام دارم برای شما من افرادی زیادی تحت درمان خودم داشتم که بر اثر آزارهای جنسی و... به مرحله خیال پردازی در سکس رسیده اند و سعی در انتشار این تفکرات نه چندان جالب دارند.
و اما من یک نتیجه از افرادی که این داستانها را مرور میکنند مشاهده کردم و آن چیزی جز رسیدن به مرحله جنون جنسی نبوده. که منجر به رابطه جنسی با اعضای خانواده میشود.
و موجبات بیماریهای روحی شدید و بی بند و باری جنسی میشود.
واقعا قصد من خدمت به جوانهاییه که در حال تباه کردن خودشون و آینده جنسی خوشون هستند.
و من قصد رواج دین و ... هم ندارم و نه من آخوند هستم نه چیز دیگری. صحبتی هم در رابطه با بهشت و جهنم ندارم.
من خوشحال میشم که اگر گر شخصی مشکلی برخورد با من در میان بگذاره و از مشاوره رایگان هم بهره کاملی رو حاصل کند.
به امید سلامتی شما و تمام افراد جامعه
سهیل نیکمنش
Email: psychologist.social@gmail.com

ناشناس گفت...

کس ننت

ناشناس گفت...

از این خیال پردازی های دروغ خیلی شنیده بودم مگر اول کوشش کنید دروغ تان با راست مطابقت داشته باشد و ثانیا به جای این که جامعه را به بدبختی میکشید کوشش کنید کاری انجام بدهید که اجتماع را زنده کند

ناشناس گفت...

از این خیال پردازی های دروغ خیلی شنیده بودم مگر اول کوشش کنید دروغ تان با راست مطابقت داشته باشد و ثانیا به جای این که جامعه را به بدبختی میکشید کوشش کنید کاری انجام بدهید که اجتماع را زنده کند

ناشناس گفت...

پسرك نادان خجالت نميكشي اين تخيلات احمقانتو مينويسي خوتو مسخره كردي احمق بي شعور فرد 3 ساله هم اين اراجيفو باور نميكنه خودتو اصلاح كن
ياشاسين اذربايجان

ناشناس گفت...

09122016884
سکس باپول

ناشناس گفت...

ما که هشت ماهه داريم کار ميکنيم خوشتيپ عالم هم هستيم هنوز به جايينرسيديم شما ماشاموتور جت دارين ؟

ناشناس گفت...

من کیره کلفت دارم هرکی میخاد زنگ بزنه شمارمم از مادرش بگیره

ناشناس گفت...

سلام و با عرض پوزش از ديگران
اسم من سعيد
صاحب خط 09124037815 كه در بالا آمده
من اين خط رو از كسي خريدم
خواهشن مزاحم نشيد
من نميدونم صاحب قبلي خط كدوم خري بوده و چي كار ميكرده و چرا شمارشو تو اين سايت داده ولي خواهشا ديگه مزاحم نشيد
ممنون

ناشناس گفت...

دفعه بدى واقعىتربنويس

ناشناس گفت...

parisatehran....09126024840

ناشناس گفت...

سلام به این دوستمون که خط نو خریده (ارواح خیکش) اگر خط نو هست از کجا فهمیده تو این سایت صاحب قبلی شماره داده !!!!
لابد سرچ کرده ( حالا جالب میشه اگر جواب ما رو هم بده )
بعد هم این شر ور ها چیه مینویسی آخه کدوم اشگولی باور می کنه (حرفتو میگم) حتی بچه ۴ساله از کرج هم حرفته نمی کنه (باور منظورم بود)
اما اون پسر دوستمون که اعتراض کرده بود ...(پاسخ):
تو رو سَنَنه ? میتونه با موتور (اصلاً با قایق) چادر حمل میکنه ... خوب لابد وارد دیگه ! بعد هم حسودیت میشه ...برو با دختر دایی خودت بکن (صحبت) .
درضمن من مدیر وبلاگ نیستم ,مدیر وبلاگ ها رو هم دوست ندارم .

ناشناس گفت...

هم وبلاگت هم نظرات چرته . از خودته .عمله ادم باش

ناشناس گفت...

khodaish kheyli bahalin yani in hame adame oskol rajebe in dastan nazar dadan hamam zadan too saresh khob kerm darin mage nakhoonin

ناشناس گفت...

مدير وبلاگ كوني
آخه كيرم تو كس خواهر و مادرت
چرا اينقدر چاخان?
فكركردي خواننده ها عين خودت خرند
اين كس شعرها چيه كه نوشتي
اين خانوم حتما" خواهر خودت بوده

هاوری از کردستان عراق گفت...

از این خیال پردازی های دروغ خیلی شنیده بودم مگر اول کوشش کنید دروغ تان با راست مطابقت داشته باشد و ثانیا به جای این که جامعه را به بدبختی میکشید کوشش کنید کاری انجام بدهید که اجتماع را زنده کند ،
هلبته‌ من از کردهای عراق هستم،
چرا دروغ میگید خودترا گنهبار میکنی
تا اونجایی که‌ من ایرانی هارا میشناسم انقدر بی تربیت نیستن و بیغیرت نیستن تا از ناموس خودشون بگت
تا اینکه‌،،،،،،،،چرا جامعه‌ای خودتون را زشت نشان میدهید،،،امید وارم ازاین به‌ بعد یه‌ نگاهی به‌ مغزتون بندازید،،
من ایرانیهارا دوست دارم به‌ خاتراین میگم ،،فارسیم همچین خوب نیست اگه‌ اشتباهی در تایپ من بود،ببخشید
خدا نگهدار

ناشناس گفت...

اخه چرا كاري ميكني كه جوان هاي مردم مجبور به خود ارزايي بشن ديوانه خود ارزايي گناه بزرگيه و توهم درش شريك ميشي ( هرومزاده ) شرمنده تو دلم مونده بود بايد بهت ميگفتم

ناشناس گفت...

sms sexi mekham jalgh ham mezanammm0912 1861872

zhina گفت...

واقعا کثافتین لااقل یه چیز بگین آدم باورش بشه آخه با موتور بساط چادر بردی؟ارضا بشه با این چرنداتون فقط حال آدم به هم میخوره والسلام.
Zhina_khastar

ناشناس گفت...

خاک بر سر خیال پردازت کس ندیده عقده ای

ناشناس گفت...

سلام.اینا همش کوسو شعرههمه میدونن ولی حال میده خوندنش.ولی خوانندهگان گرامی سعی نکنید شمام اینکاره بشین فقد واسه سر گرمی بخونید از قدیم گفتن از بومه کسی بالا بری از بومت میان بالا.پس اگه با ناموس کسی این کارو بکنی مطمعن باش یکیم هست همین کارو با ناموس تو بکنه.پس خواهش میکنم دنباله ناموسه کسی نرید.نزارید ناموستون دست الاقایی مثه این مردک بیفت.ممنون

ناشناس گفت...

من يك گي هستم كونم ميخاره يه نفر منو بكنه كونم گنده وخوبم ساك ميزنم
atef_atefi@yahoo.com

ناشناس گفت...

به کس ننش خندید با webkonash

ناشناس گفت...

salam age khasti mituni b amn ahm sex koniha
age mikhay in idim hast
saeed.sk24
darzamn javeb to agha pasr ke migi un az asemun umadeh ta to ru gonah kar koneh age man jayeh to bodam bahas sex mikardam
nemiduni ke che hali mideh
shumareh dokhtar khalt ru befh ta mab begiram bokonamsh

ناشناس گفت...

آخه کس مخ کدوم موتوری دیدی که بتو نه چادر و کوفت و زهر مار ببره هان ؟!!

کیرم دهنت ..!!!

ناشناس گفت...

آخه کونی مطمنی آرزو دختر دایی ات بود........
شاید مامان جونت بوده..

ناشناس گفت...

کس مامانت نمیدونم چرا ولی دیدم همه فحش دادن منم گفتم یه فحشی داده باشم مامان کونی

kir ghalami گفت...

سلام 1کیر قلمی ناز
استان فارس
Id Yahoo : salam20_com

ناشناس گفت...

FroSHe VpN USA(FilTerSHeKaN )
براي خريد ادد كنيد

id=giga_vpn

ناشناس گفت...

خدا لعنت کنه تو رو جز به گناه انداختن مردم چیزه دیگه بلد نیستی
این دنیا زود گذر ...

ناشناس گفت...

مادرجنده كس فكو فاميلت بى شعور
تو خيلى خرى خودت ميدونى جرا؟

ناشناس گفت...

کس مادر با این داستانت اصلا سر وته نداشت؟؟؟؟؟

ناشناس گفت...

کیر تو مخت با این تخیل کیریت

ناشناس گفت...

ناشناس گفت...
خاک تو سرت این چه داستانیه نوشتی حتما تو خواب دیدی

ناشناس گفت...

ببين خيييييييييلى كسمخى اخه كيركسه خواهرجنده اسكل كير اوردى؟؟؟؟
بده بكنيم دعات كنيم!
اونم ننت بوده نه كس ديكه!
خر بابته كرخرم خودتى نوه خرم بجته!
اللللللللللاغ

ناشناس گفت...

بچهه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
هرکسی میخواد سکس تلفنی یا کامل داشته باشه با شماره زیر تماس بگیره(شب ها)
09351869821
09351869821
09351869821
09351869821
09351869821
09351869821
09351869821
09351869821