داستان سکسی با سیمین

سیمین

اسم من سيمين 29 سالمه و 4 ساله كه ازدواج كردم اون موقع كه دختر خونه بودم هميشه تو خونه آزاد ميگشتم مخصوصا موقعي كه بابا خونه نبود آخه اون بعضي وقتا گير ميداد كه جلوي ياسر مراعات كنم ياسر دادشمه 6 سال از من كوچيك تره خيلي خوشگله و خوش هيكله خيلي از دوستام طلبه بودن باهاش دوست بشن بعضي وقتا از حموم كه ميومدم بيرون ميديدم لباسم رو كه آماده كردم جا به جا شده ميدونستم كار ياسره ولي به روش نمي آوردم يه بار هم كه فكر كرده بود من خوابم اومده بود تو اتاقم گوشه پتو رو بلند كرده بود داشت به پاهام نگاه ميكرد صداي نفسش رو ميشنيدم هم خنده ام گرفته بود هم نميخواستم بهش زياد رو بدم ولي گاهي هم بهش حال ميدادم مثلا ميگفتم بيا من رو ماساژ بده ميفهميدم كيف ميكنه چند بارم كيرش بزرگ شده بود كه من ديدم ولي چيزي بهش نگفتم خلاصه كه ياسر از هر موقعيتي براي ديد زدن من استفاده ميكرد منم زياد بهش سخت نميگرفتم يه بار از توي كمدش يه فيلم سكسي پيدا كردم كره خر عجب فيلمي داشت حسابي خوشم اومده بود از فيلمه يه بار مسافرت رفتيم چون همه تو يه اتاق خوابيده بوديم ياسر كنار من بود وسط شب داشت با كونم بازي مي كرد كه از خواب بيدار شدم ولي نفهميد تا اينكه ديدم دامنم رو زد بالا و كيرش رو گذاشت لاي كونم و يه كم تكون تكون داد بعدم آبش رو ريخت و كثافت همونجوري شرتم رو كشيد بالا پشتش رو كرد خوابيد كه فرداش مجبور شدم برم حموم اينا گذشت تا اينكه من شوهر كردم شوهرم تو يه شركت كار ميكرد گاهي مجبور بود بره ماموريت براي همين نزديك خونه بابام خونه گرفتيم و هر موقع اون مي رفت ياسر شب ميومد پيشم يا من ميرفتم اونجا تو يكي از اين ماموريتا احسان مجبور شد يك ماه بره خارج از كشور خيلي حالم گرفته بود يه هفته آخر قبل از رفتنش هر شب برنامه داشتيم مثلا ميخواست تو رفتنش به من سخت نگذره نگو من بد عادت شده بودم يه هفته بعد از رفتنش يه شب ياسر اومد كه پيش من بخوابه هر موقع ميومد رو تخت كنار من ميخوابيد ولي ديگه كاري به كار من نداشت ولي اونشب من بدجوري حالم خراب بود غروبش هم يه كم اين شبكه پر بركت اسپايس رو نگاه كردم ديگه بد تر شده بودم قبل از اومدن ياسر يه حموم رفتم كه حالم بهتر شه ولي نشد كه نشد ياسر اومد مامانم برامون شام داده بود شام خورديم و يه كم ماهواره نگاه كرديم من گفتم من ميرم بخوابم تو هم هر وقت خواستي بيا رو تخت دراز كشيدم ياد كارهاي ياسر افتادم يه فكري مثل برق از ذهنم گذشت بلند شدم زود يه لباس خواب پوشيدم و زيرش فقط يه شرت پام بود 20 دقيقه گذشت كه ديدم ياسر تلويزيون رو خاموش كرد فهميدم داره مياد بخوابه خودم رو زدم به خواب از قصد پتو رو هم از روي زدم كنار تو اتاق يه شب خواب روشن بود معلوم بود من چي تنمه ياسر كه اومد انگار نفهميد اومد كنارم خوابيد يه دفعه ديدم گفت اوه اوه بعد آروم گفت چه بدني كوفتت بشه احسان اين آبجي مارو مفت مفت ميكني خندم گرفت به زور خودم رو نگه داشتم پاهام رو تو شكمم جمع كردم كه كونم بيشتر بره سمتش ديدم آروم دستش رو گذاشت روي كونم و يه كم ماليد بعد وقتي فكر كرد من خوابم دستش رو انداخت روم و پستونم رو گرفت و آروم گفت جون عجب هلويي يه كم ماليد كيرش رو هم چسبونده بود به كونم يه كم گذشت ديدم ازم فاصله گرفت ولي خيلي زود دوباره چسبيد به من بله آقا شلوار و شرتش رو درآورده بود لباس خواب منم كه كوتاه بود بالا هم رفته بود شرتم رو هم ياسر پائين كشيد و كيرش رو چسبوند به كونم اينبار مثل مسافرتمون نبود چون من مزه سكس رو چشيده بودم و بد جوري هوس كرده بودم از داغي كيرش خيلي خوشم اومد يه كم كه گذشت يه دفعه برگشتم سمتش نزديك بود پس بيافته زبونش بند اومده بود چشماش داشت از كاسه در ميومد گفتم چيه چرا ترسيدي مگه چي شده داداش جون گفت سيمين ... گفتم چيه نترس من كه ناراحت نشدم تازه خوشم هم اومد چون احسان نيست منم هوس كردم ادامه بده داداش گلم بعد بدون اينكه بذارم حرف بزنه لبم رو گذاشتم روي لبش و شروع كردم به خوردن يه كم گذشت اونم راه افتاد توله سگ خيلي وارد بود از احسان بهتر لبم رو ميخورد دستشم گذاشته بود روي كونم و ميماليد هر دو به پهلو خوابيده بوديم و ياسر موقع ماليدن كونم من رو به خودش فشار ميداد كه كسم بچسبه به كيرش منم كه منظورش رو فهميدم خودم كمكش كردم اولين باري كه با كيرش كسم رو لمس كرد لبام رو گاز گرفت تو همون حالت يه اومممممممممممممممم گفت منم لاي پام رو باز كردم كه قشنگ كيرش بخوره به كسم تو همون حالت لب تو لب ياسر خودش رو تكون ميداد بعد با دستش شروع كرد به ماليدن پستونام واي كه چه خوب اينكارهارو انجام ميداد لبش رو از لبم جدا كرد شروع كرد به خوردن پستونام با دستش كسم رو ميماليد انگشتش رو مي كرد تو كسم من ديگه كنترلي به خودم نداشتم و شروع كردم به ناله كردن ياسر من رو به كمر خوابوند خودش خوابيد روي من از گردنم شروع كرد به خوردن اومد پائين يه مكث كوتاه سر پستونام كرد بعد بازم رفت پائين يه كمي به نافم زبون زد كه من قلقلكم گرفت آروم آروم رفت پائين و رسيد به كسم اولش با ملايمت زبونش رو ميماليد به كسم ولي بعد از چند لحظه حركاتش سريع شد و همش زبونش رو به لاي كسم ميماليد و اوم اوم ميكرد با دستشم پستونام رو چنگ ميزد منم ديگه داشت اشكم در ميومد بهش گفتم بسه بيا بكن توش گفت نه اول بايد با زبونم آبت رو بيارم بعد شروع كرد دوباره به خوردن كسم زبونش رو ميكرد تو كسم دماغش ميخورد به تاجكم واي كه چه حالي ميداد ديگه نتونستم خودم رو نگهدارم با صداي بلند شروع كردم ناله كردن وايييييييييييييييييي آخخخخخخخخ آيييييييييييييي بخخخخخووووووووورررر بببببببخخخخوووووووووورررررررررر آآآآآآآآآآيييييييييييييي و اورگاسم شدم خيلي به من مزه داده بود ياسر رو كشيدم روي خودم ازش يه لب گرفتم بعد اون رو خوابوندم روي تخت خودم مثل آدمهاي گرسنه شروع كردم به ساك زدن كيرش واي با اين سن و سالش چه كيري داشت نوش جونش بشه اوني كه زنش ميشه كيرش از كير احسان درشت تر بود حسابي براش ساك زدم ياسر طوري من رو نشونده بود كه خودش بتونه با انگشت كسم رو بماله با اين كارش منم وحشيانه تر براش ساك ميزدم كه ديدم سرم رو از كيرش جدا كرد گفت بسه سيمين الان آبم مياد گفتم خوب بياد گفت نه ميدوني چند ساله من تو كف اين و كس و كونتم بايد امشب با كيرم بهشون حال بدم من رو خوابوند روي تخت به كمر مچ پام رو گرفت برد بالا فكر كردم ميخواد بذاره روي شونه هاش ولي ديدم پاهام رو گذاشت كنار سرم نفسم بند اومده بود بعد كيرش رو گذاشت جلوي كسم و در عرض چند ثانيه تموم كيرش رو تو كسم جا داد وقتي ديد من سختمه پاهام رو ول كرد يه كم نفس كشيدم بعد شروع كرد تلنبه زدن صدائي راه افتاده بود تو اتاق معركه يه كم كه كرد گفت سيمين خوب ميكنمت گفتم آررررررررررهههههههه بكن ميگفت ميخوام بگامت ميخوام جرت بدم آبجي جون بعد تند تر كيرش رو تو كسم ميكرد حس ميكردم كيرش تا نافم مياد يه كم گذشت گفت سيمين ميخوام كونتم بكنم گفتم نه ياسر دردم مياد هر چي اصرار كرد بهش اين اجازه رو ندادم چون زنايي كه از كون سكس دارن كوناشون خيلي بزرگه و تو لباس مجلسي خيلي زشته من به احسان هم اجازه ندادم كيرش رو تو كونم بكنه ياسر كه ديد موفق به اين كار نميشه من رو به حالت سجده خوابوند و كيرش رو از پشت كرد تو كسم با گفتن جون چه كسي داره آبجي سيمينم شروع كرد به تلنبه زدن با دستش پستونام رو ميماليد خودم هم با تاجكم بازي ميكردم نزديكاي اورگاسم دومم ديدم صداي نفسهاي ياسر بلند شد منم تند تر تاجكم رو ماليد هر دو در حال انفجار بوديم گفت سيمين كجا بريزم منم گفتم همونجا تو كسم اونم با يه تكون تموم آبش رو تو كسم خالي كرد و تو كسم داغ داغ شد انگار آبش جوش اومده بود بعد ياسرشروع كرد به آههههههههههه كشيدن منم همزمان با ياسر اورگاسم شده بودlديگه دستم خسته شده بود خوابيدم روي تخت ياسر هم افتاد روم تو همون حالت خستگي و بي حالي گفت سيمين حامله نشي كار دستمون بدي گفتم نترس الان بلند ميشم قرص ميخورم يه خنده كرد گفت دستت درد نكنه گفتم دست تو هم درد نكنه داداش جون گفت سيمين به من نگو داداش از اين به بعد به اسم صدام كن گفتم چرا گفت آخه كدوم خواهر برادري با هم از اينكارا ميكنن كه ما كرديم گفتم عذاب وجدان داري گفت آره گفتم بي خود تو باعث شدي كه من نرم به غريبه ها كس بدم گفت يعني اينقدر حشري هستي كه نميتونستي جلوي خودت رو بگيري گفتم پس چي ميخواستم زياد به خودش عذاب نده بعد بلند شديم خودمون رو تميز كرديم رفتيم دستشويي و اومديم لباس پوشيديم اول ياسر رفت تا من از دستشوئي بيام ديدم ياسر رو تخت خواب خواب انگار چند ساعت بود خوابيده بود منم ديگه حموم نرفتم كنارش خوابيدم صبح ياسر رفت خونه منم رفتم حموم ولي ياسر از حركاتش معلومه كه از اين اتفاق خوشحال كه نيست هيچ يه كمي هم ناراحته

‏۳۴ نظر:

اردلان گفت...

سلام سيمين جون خيلي عالي بود منم ميتونم با شما سكس داشته باشم به جون خودم بد كيري دارم تيپم بد نيست

hamid_00717 گفت...

سلام سیمین خیلی ازت خوشم اومد منم میتونم با تو سکسی بکنم

ناشناس گفت...

DASTANE JALEBI BOD
SIMIN KHANOM BA MAN HAM HAL MIKONI?

ناشناس گفت...

سلا م سيمين سكسي من من مسعودم من هم يه كير خيلي سفيدو آبداري دارم ميتونم پيش كشت كنم

ناشناس گفت...

این همه دوروغ زایده یه زهن بیماره
که دوست داره سکس کنه ولی چون چیزی گیرش نمیاد مجبوره با تخیلش جق بزنه

ناشناس گفت...

dadash badet miad nakhoon alaki kos sher nagoo,koon kesh oomade ta tah khoonde bad iradam migire

ناشناس گفت...

منتظره داستان های ضایع و تخیلی بعدی هستیم شاید در داستان تخیلی بعدی یه بچه ام ازش داشته باشی داداشی.

ناشناس گفت...

Salam,dost 2ktar
Az tabriz mikham
Nemd hastam
9379508734

ناشناس گفت...

من سلام میکنم به شما که این مطلب رو مرور کردید
من یک روانشناس هستم و علت حضورم در این سایت ها نحقیق است. و آنقدر سن من بالا هست که با توهمات افرادی با فکر بیمار تحریک نشوم.
من یک پیغام دارم برای شما من افرادی زیادی تحت درمان خودم داشتم که بر اثر آزارهای جنسی و... به مرحله خیال پردازی در سکس رسیده اند و سعی در انتشار این تفکرات نه چندان جالب دارند.
و اما من یک نتیجه از افرادی که این داستانها را مرور میکنند مشاهده کردم و آن چیزی جز رسیدن به مرحله جنون جنسی نبوده. که منجر به رابطه جنسی با اعضای خانواده میشود.
و موجبات بیماریهای روحی شدید و بی بند و باری جنسی میشود.
واقعا قصد من خدمت به جوانهاییه که در حال تباه کردن خودشون و آینده جنسی خوشون هستند.
و من قصد رواج دین و ... هم ندارم و نه من آخوند هستم نه چیز دیگری. صحبتی هم در رابطه با بهشت و جهنم ندارم.
من خوشحال میشم که اگر گر شخصی مشکلی برخورد با من در میان بگذاره و از مشاوره رایگان هم بهره کاملی رو حاصل کند.
به امید سلامتی شما و تمام افراد جامعه
سهیل نیکمنش
Email: psychologist.social@gmail.com

ناشناس گفت...

من با آقاي دكتر موافقم و از ايشان تشكر ميكنم

ناشناس گفت...

با آقای دکتر موافقم و اینکه دلمم واسه همه کسایی که اینجوریه میسوزه

یه جورایی بهشون حق میدم چون انسان هستن و غریضه دارند اما به ناموسشون کاری نداشته باشند چه تو داستان چه واقعیت
خواهش میکنم تو داستانم ننوسید باورکند تاثیر میزاره رو خواننده ها.

بیاید از عشق بازی بنوسید نه سکس چون حداقل اینجوری حرمت اینکار حفظ میشه و اینکه جامعه به فساد اخلاقی کشیده نمیشه


اگه کسی واقعا کسی و دوست داره بره باهاش ازدواج کنه نه که سکس کنه و بعد ولش کنه

من خودم تجربشو دارم اینکار وابستگی میاره پس خواهش میکنم به وجود همدیگه احترامن بزارید

ما حیوان نیستیم انسانیم

ناشناس گفت...

آقای عزیزی که میگی
"من خودم تجربشو دارم اینکار وابستگی میاره!!!"
دو تاسوال دارم
1.تجربه سکس با چه کسی رو داری؟؟؟ که انقدر از داستان هایه تخمی و تخیلی ناراحت میشی؟؟؟
2.در مورد اینکه میگی "اگه کسی واقعا کسی و دوست داره بره باهاش ازدواج کنه نه که سکس کنه و بعد ولش کنه"نظرت در مورد اینکه میگن" می خوای با هر کس که به هم بزنی و قطع رابطه کنی بکنش تا از جلو چشمات بیافته"چیه؟؟
نظز شخص من در مورد این داستان ها هم خواننده داستان هم نویسندش دارای مشکلات سکسی اخلاقی و... از قبیل افراط در سکس / زود انزالی / فراموش کاری / بی خیالی ومهم تر از همه عدم توانایی بر قراری ارتباط با جنس مخالف و شکست های پیاپی در روابط عاطفی شون هستند که به این دنیای مجازی روی میارن.
و واقعا جای تاسف داره که آدمها ...

ناشناس گفت...

سلام به همگی.
ببخشید که من نظر میدم ولی خطاب به دوستی که گفتند اگه کسی واقعا کسی و دوست داره بره باهاش ازدواج کنه.
به نظر من این دید غلطه اخه رابطه ی دوست پسر و دوست دختری یه چیزیه که باید وجود داشته باشه و همه جای دنیا هست.
ولی متاسفانه این رابطه تو کشور ما ظاهرآ دوستیه ولی باطنش فق هوسه.
بیشتر مشکل مملکتمونه تا ما.
من اصلا دوست ندارم نصیحت کنم.
رابطه ی سکسی ایرادی نداره بشرطی که در کنار علاقه باشه
بیاین فرهنگ سازی کنیم.
دوستان ببخشید که زیاد حرف زدم خوش باشید

ناشناس گفت...

Kos Naneha Kasi Ba Zo0o0OR Nayavordatetun Ke INja .KHodetun Umadid Dg Pas Goh MIkhorid Ta Tah Mikhounido Erza MIkonid KHodetouno BAd MIshishiniD Kos Kalak BAzi KAr MIyarid MAghz Peryoda.Nevisande Damet GArm Benevis Be Kouriye IN Kos Naneha

ناشناس گفت...

باتشکر از آقای داکتر
من تعهد مینمایم که از این لحضه به بعد دیکر به این سایت های سری نزنم

ناشناس گفت...

سلام
من یه دخترم.
یه دختری که یکی از شما نامردای پست 9 سال بیشتر نداشتم به زور بهم تجاوزکرد هر کسی که بزور با ناموس مردم این کارو کنه امیدوارم خدا ازش نگذرهزندگیم خراب شد به خاطر هوس بازی یکی از امثال شما...

ناشناس گفت...

من از الان قول می دم دیگه نیام به این سایت ها خاک توسر روانیت بکنن مدیر وبلاگ . 1 لحظه با خودت فکر کن اینا به چه دردت می خورن بدبخت؟؟الان کسی از سکس بازا یادی می کنه یا اصلا کسی می شناشسون ؟؟واقعا جای تاسف داره بدبختا الان همه 1 دانشمندو میشناسن ولی ایا کسی 1 جنده رو تحویل می گیره؟؟ کی می خواین از این خواب زمستونی پاشین وقتی که جوونیتون
تموم شد؟؟؟؟متاسفممممممممممممممممم

ناشناس گفت...

khaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaak toooooooooooooooooooooooooo saaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaretun

ناشناس گفت...

moteaseeeeeeeeeeefam bichare ha

anahita گفت...

vaghean in dastana ro mikhoonin baad erza mishin?? nemitoonam bavar konam,kash hanooza shahre no vojood dasht yeki bara khanooma yekiam bara aghayoon,injoori hadeagal ba maharem sex nemishod

ناشناس گفت...

khak tu sare dadashet to jande mirafti ba kase digaie midadi sharaf dare

ناشناس گفت...

به نظر من سكس براي انسان لاجرمه و اكه انسان از نظر جنسي ارضا نشه ديوونه ميشه. ولي از اونجاييكه اين جهان بر اساس يك نظم خاص خلق شده هر جيزي كه خارج از قائده باشه فاني به نظر ميرسه يعني اينكه خدا زن و مرد و واسه هم آفريده كه با هم سكس كنند وهمديكه رو دوست داشته باشند ولذت ببرند ولي اكه بر خلاف قائده دنيا سكس با نواميس ومحارم كنند(كه حتي حيوونها هم با خواهر ومادرشون اين كار رو نميكنند) نتيجش ديوانكي وانزجار روحي ميشه
در ضمن مواظب اوناييكه خودشون و دكتر معرفي ميكنن باشيد و اكه يه وقت خواستيد خودتونو درمان كنيد سعي كنيد يه دكتر واقعي بيابيد نه مجازي

ناشناس گفت...

in tori ke bosh mirese har zani ke shoharesh mire mamoriat JENDE tashrif dare .... aghayon moraghebe zaneton bashin .

javad گفت...

کیر های عالم تو کوس خواهر و مادر هر کی که از این به بعد بیاد تو این سایت .
اگه غیرت داری نیا
اگه هم نداری دیگه با خودته
از ما گفتن بود چون دارن با این کارها جنگ نرم را شروع میکنن
با تحریفات دینی
کسی خواست جواب بده ای ایمیل منه
javad_m2010

ناشناس گفت...

kos madar saheb weblog

ناشناس گفت...

منم با جواد موافقم
کس مادر هرکی که بیاد تو این وبلاگ
bye

ناشناس گفت...

منم میگم کس مادر تو و جواد

bayandor گفت...

با سلام دوستان سکس بد نیست از نضر من من سا لها است که از ایران بیرونم و سکس رو جز وج.د بشر میدونم حتی وقتی خواهرمم هم به نروژ آوردم بهش بیشنهاد دوستی با جنس مخالف و سکس با اون رو دادم الان بهترین زندگی رو داره. من یه دندان بزشکم و دید باز از این جور داستان ها استقبال می کنم . با تشکر dr.b.n

ناشناس گفت...

سلام
من ۱۸ ساله هستم و با ۴ نفر دوست بودم.که با هیچ کدومشون سکس نکردم به جز یکیشون اونم لب گرفتن.مشکل کسی که میاد داستان سکسی میخونه اینه که با کسی رابطه دوستی نداره.اگه اون دختر یا پسر بره برaی خودش یه دوست خوب پیدا کنه و دنباله ۱ سوراخ تکراری نباشه هیچ نیازی به این داستان ها و فیلم ها نخواهد داشت.متاسفانه ایران ما دوستی با دختر و پسر رو بد میبینن. به نظر من اگه به کسی اعتماد کنی و ازادش بزاری هیچ وقت نمیاد این داستان های چرت ووووو پرت رووووو گوش بده و دنبال یه سوراخ باشه که....
به امید روزی همه ی جوان های ما به نقطه ی اوج برسن ...روزی میشه که به خودتون میخندید و میگید که اون کسی که ۲۴ ساعته تو این ساِیت بود من نبودم...

دوست عزیز(پسر یا دختر)برای خودت یکی رو انتخاب کن و تا اخر باهاش باش .باور کنید تو دوران دوستی اصلا سراغ سکس نخواهید رفت به شرتی که طرفین شیطنت نکنن.دوست داره شما فربد

ناشناس گفت...

کیر بدرت دروغگو معلومه کلی فکر میکنی تا این اراجیفو میبافی کس کش

ناشناس گفت...

age ta yek hafteye dige in webet ro hazf nakoni majboor misham khodam inkaro bokonam
va albate avarezesho mibini. bad ham mibini
HACKER.SVNDINA32NUD...

ناشناس گفت...

متاسفانه این مساله سکس در ایران تبدیل به معضل شده من مطمئنم اکثر کسانی که این داستانها رو میخونند هرگز همچین کارهایی انجام نمی دهند این داستانهاها رو خراب میکنه

ناشناس گفت...

ذهن خودتونو بیخود با این چرت و پرتا خراب نکنید

ناشناس گفت...

دمت گرم خیلی خوب بود باز هم از این کارا بکون از طرف بچه های قزوین